میلاد دردانه رسول ا... مبارکباد
چیزی رو که می خونید شاید همه مون بیشتر ازصد بار شنیده باشیم . ولی اکثر ما عادت داریم یه گوشمون در باشه، یکی دروازه . خوب می شنویم و تحسین می کنیم ؛ حتی خوب حرف می زنیم ؛ ولی موقع عمل که می شه همه گفته ها و شنیده ها یادمون می ره .
در هر حال با وضعیتی که امروز تو جامعه ایرانی رایج شده بهتره یه بار دیگه هم بشنویم ، حتی اگه قبلا هزار بار شنیده باشیم . ولی ایندفعه به خودمون قول بدیم دیگه فراموشش نکنیم .
راستش با وضعی که هر روز می بینم و می شنوم ، احساس کردم نیاز دارم و داریم که یکبار دیگه در مورد سادگی ازدواج حضرت زهرا و امیرالمومنین بنویسیم و بخونیم . فکر می کنم فهمیده باشید کدوم وضعیت رو می گم ؛ منظورم شرایط سخت ازدواجه : مهریه های سنگین ، جهیزیه های آنچنانی ، جشن های عروسی پر زرق و برق و تجملاتی و ... که همه و همه دست به دست هم دادن و باعث شدن که ازدواج سخت ، و فساد و فحشا زیاد بشه.
پس لطفا یکبار دیگه بخونید و اینبار بخاطر بسپارید . ناسلامتی خدا این گل ها رو آفریده که من و شما ازشون زندگی یاد بگیریم .
ازدواج آسمانی
.... علی (ع) خدمت رسول خدا شرفیاب شد و عرض کرد : یا رسول الله مرا حاجتی است که از گفتنش شرم دارم ولی کرامت رسول خدا (ص) و محبت خاصی که به من دارد اجازه می دهد که آشکارا بگویم . یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو باد ، تو همان بزرگواری هستی که مرا در کودکی از پدر و مادرم گرفتی ، و مرا از غذای خود پروراندی ، و به آداب خود مودبم فرمودی . تو برای من از پدر و مادر مهربانتر و خوبتر بودی ، امروز اندوخته دنیا و آخرت من تو هستی ، دوست دارم همانطور که خداوند بازوی مرا به وجود تو نیرومند کرد ، از برکت تو مرا به همسری نیکو نیز برساند ، من به این امید به سوی حضرتت شتافته ام زیرا دختری را که من خواستارم در خانه صاحب اختیار من زندگی می کند .
رسول خدا (ص) چهره اش از خوشحالی شکفته و متبسم گشت و فرمود : علی جان ! چنین است که می گویی ، من با فاطمه (س ) در این مورد صحبت می کنم . امید است فردا تو را آنچنان که دوست داری ملاقات نمایم ... .
قبل از علی (ع) چندین نفر از بزرگان و شخصیت های برجسته عرب مسلمان نیز به خواستگاری حضرت فاطمه (س) اقدام کرده بودند – از جمله عبدالرحمن عوف و عثمان بن عفان که از ثروتمندان عرب بودند ،خلیفه اول و دوم و ... – ولی هر بار که پیامبر موضوع را با دختر گرامیشان در میان گذاشته بودند او به علامت نارضائی چهره خود را برگردانده بود . اکنون پدر می خواست در مورد علی (ع) با فاطمه (س) صحبت کند :
... فاطمه جان ! علی همان کسی است که خویشاوندی و برتری و پیشتازی اش در اسلام برایت روشن است و من از پروردگار خویش همواره خواسته ام که شایسته ترین و محبوب ترین انسانها را به همسری تو برگزیند و اینک این «علی » است که خواهان توست ، نظرت در مورد پیشنهاد او چیست ؟ فاطمه (س ) سخنان پیامبر را تا آخرین واژه به دقت شنید و بجای پاسخ صریح ، سکوت پرمعنا را برگزید . پیامبر به دقت بر سیمای دخترش نگریست و نه تنها آثار نارضایتی ندید که از سیمای پرشکوه او شوق و رغبت پیوند با علی (ع) را خواند ...
پیامبر گرامی پس از بشارت علی (ع) به رضای فاطمه (س) از ایشان پرسید : آیا چیزی از امکانات مالی و اقتصادی برای ازدواج در اختیار داری ؟
علی (ع) فرمود : یا رسول الله! به خدا سوگند شرایط اقتصادی من بر شما پوشیده نیست . همه ثروت من یک شمشیر ستم سوز است و یک زره برای جهاد و یک شتر آبکش برای کسب و کار . ( این دارایی علی (ع) است و تمامی امکانات مالی و اقتصادی او که می خواهد با دخت یگانه پیامبر پیمان زندگی ببندد)
پیامبر گرامی در برابر صداقت و جوانمردی وصف ناپذیر امیر مومنان در اوج کرامت و بزرگواری فرمود : علی جان ! در مورد شمشیرت نظرم این است که به آن نیازمندی تا بوسیله آن در راه خدا و دفاع از حقوق و امنیت انسانها به جهاد برخیزی و دشمنان تجاوزکار خدا را سر جایشان بنشانی . در مورد شترت نیز نظرم این است که وسیله کار و درآمد توست . اینک زره ات را بفروش و پول آنرا بیاور تا ترتیب این کار را بدهم .
علی (ع) به بازار شتافت و زره را فروخت و پول آنرا که حدود پانصد درهم بود به پیشوای توحید و آزادگی تقدیم کرد و مقرر شد که این پول ، « مهر » برترین و والاترین بانوی جهان هستی ، سالار زنان گیتی و دخت فرزانه سالار پیام آوران خدا باشد .
پیامبر (ص) مقداری از آن پول را به ام ایمن داد تا لوازم خانه خریداری کند ، مقداری را به اسماء بنت عمیس داد تا عطر و گلاب بخرد و مشتی را به ام سلمه داد تا غذا تهیه کند .
پیامبر گرامی بدینسان و با این مقدمات ، دخت نمونه خویش را به ازدواج امیرمومنان درآورد و با همین سادگی و سهولت و بزرگمنشی این پیوند با شکوه انجام پذیرفت تا زنجیرهای گران اوهام و خرافات و تقلیدهای احمقانه ای که بر دست و پای مردم پیچیده شده را در هم نوردد و مردم که در مقام و منزلت علمی و عقیدتی و معنوی هرگز با این خاندان قابل مقایسه نیستند ، از شیوه انسانی و آزاد منشانه آنان پیروی کنند . پیامبر دخت گرانمایه اش را که سالار زنان گیتی بود با مهریه ای اندک به عقد شهسوار اسلام درآورد تا دختران آزاده و روشنفکر و اندیشمند مسلمان ، خویشتن را از این قید و بندها و آداب و رسوم غلط و مهریه های سنگین و تشریفات کمر شکن رها سازند و از ازدواج سهل و آسان و بر اساس صفا و عشق پاک و وفا سر باز نزنند .
تهیه کننده و گرد آورنده: «حدیث»
بسیار سپاسگذار از دوست عزیزم که ما را
با مطالب دلنشین خود یاری می نماید