تبليغاتX
IR IRAN Graphic
خوش آمديد
منوي اصلي
لينک هاي سريع
صفحه نخست
ارتباط با ما
آرشيو مطالب
طراح قالب
نويسندگان
موضوعات

لينک دوني

حضرت امام خميني(ره)
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدضله العالی)
آیت الله حسن زاده آملی
آیت الله مصباح یزدی
آیت الله تبریزی
آیت الله فاضل لنکرانی
آیت الله نوری همدانی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله سیستانی
آرشيو پيوندها
لوگوي ما

آمار بازديد

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

AddThis Feed Button


تبليغات



علاقه جنسی يا گناه ذاتی

 

علاقه جنسی يا گناه ذاتی


برای ما مسلمانان كه علاقه دو همسر را بيكديگر يكی از نشانه‏های بارز وجود خداوند می‏دانيم ( 1 ) و نكاح را " سنت " و تجرد را يكنوع " شر " حساب می‏كنيم هنگاميكه می‏خوانيم يا می‏شنويم بعضی از آئين‏ها علاقه جنسی‏ را ذاتا پليد ، و آميزش جنسی را ( ولو با همسر شرعی و قانونی ) موجب‏ تباهی و سقوط می‏دانند دچار تعجب می‏شويم .
عجب‏تر آنكه می‏گويند : دنيای قديم عموما گرفتار اين وهم بوده است . برتراند راسل فيلسوف اجتماعی مشهور معاصر می‏گويد : " عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلی قديم وجود داشته و بخصوص در هر جا كه‏ مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوق يافت و سر تارك‏ مثالهائی از اين فكر عجيب مبنی بر اينكه چيز ناپاك و تباهی در روابط جنسی وجود دارد ذكر می‏نمايد .
در آن نقاط دنيا نيز كه دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است‏ اديان و راهبانی بوده‏اند كه طرفداری از تجرد می‏كرده‏اند ، مانند " اسنيت‏ها " در ميان يهوديان و بدين طريق يك نهضت عمومی رياضت در دنيای قديم ايجاد شد . در يونان و روم متمدن نيز طريقه كلبيون جای طريقه‏ اپيكور را گرفت . افلاطونيان نو نيز باندازه كلبيون رياضت طلب بوده‏اند. از ايران ، اين عقيده ( دكترين ) بسمت باختر پخش شد كه ماده عين‏
تباهی است و به همراه آن اين اعتقاد به وجود آمد كه هر گونه رابطه جنسی‏ ناپاك است و اين عقيده با جزئی اصلاح ، اعتقاد كليسای مسيحيت محسوب گرديد 
اين عقيده قرنها وجدان انبوه عظيمی از افراد بشر را تحت نفوذ ترس آور و نفرت‏انگيز خود قرار داده و به عقيده روانكاوان نفوذ اين عقيده ، اختلالات روانی و بيماريهای روحی فراوانی را موجب شده است كه از اين‏ جهت مانند ندارد .
منشأ پيدايش اينگونه افكار و عقايد چيست ؟ چه چيز سبب می‏شود كه بشر به علاقه و ميل طبيعی خود به چشم بدبينی بنگرد و در حقيقت جزئی از وجود خود را محكوم كند ؟ مطلبی است كه مورد تفسير متفكرين قرار گرفته است و ما اكنون در صدد كاوش در آن نيستيم ، مثلا علل گوناگونی می‏توانند در گرايش بشر به اين گونه افكار و آراء دخيل باشند .
ظاهرا علت اينكه فكر پليدی " علاقه و آميزش جنسی " در ميان مسيحيان‏ تا اين حد اوج گرفت ، تفسيری بود كه از بدو تشكيل كليسا ، از طرف كليسا برای مجرد زيستن حضرت عيسی مسيح ، صورت گرفت . گفته شد علت اينكه‏ مسيح تا آخر مجرد زيست پليدی ذاتی اين عمل است و به همين جهت روحانيين‏ و مقدسين مسيحی شرط وصول به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن در تمام‏ مدت عمر دانستند و " پاپ " از ميان اينچنين افرادی انتخاب می‏شود .
به عقيده ارباب كليسا تقوا ايجاب می‏كند كه انسان از ازدواج خودداری كند ، راسل می‏گويد : " در رسالات قديسين به دو يا سه توصيف زيبا از ازدواج‏ برمی‏خوريم ، ولی در ساير موارد ، پدران كليسا از ازدواج به زشت‏ترين‏ صورت ياد كرده‏اند .
هدف رياضت اين بوده كه مردان را متقی سازد بنابراين ، ازدواج كه عمل‏ پستی شمرده می‏شد بايستی منعدم شود . " با تبر بكارت درخت زناشوئی را فرو اندازيد " اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است " (1) . كليسا ازدواج را به نيت توليد نسل جايز می‏شمارد . اما اين ضرورت ، پليدی ذاتی اين كار را از نظر كليسا از ميان نمی‏برد ، علت ديگر جواز ازدواج ، دفع افسد به فساد است يعنی به اين وسيله از آميزشهای بی قيد و بند مردان و زنان جلوگيری می‏شود .
راسل می‏گويد : " طبق نظريه سن پول ، مسئله توليد نسل هدف فرعی بوده و
هدف اصلی ازدواج همان جلوگيری از فسق بوده است ، اين نقش اساسی ازدواج است كه در حقيقت دفع افسد به فاسد شمرده است "
( 1 ) كليسا ازدواج را غير قابل فسخ ، و طلاق را ممنوع می‏شمارد ، گفته‏ می‏شود كليسا خواسته است بدين وسيله ازدواج را تقديس و از تحقير آن‏ بكاهد . ممكن است علت ممنوعيت طلاق و غير قابل فسخ بودن ازدواج از نظر كليسا اين باشد كه خواسته است برای كسانی كه از بهشت تجرد رانده شده‏اند جريمه و مجازاتی قائل باشد .
چنانكه می‏دانيم عقايد تحقير آميز راجع به خود زن در ميان ملل و اقوام‏ قديم مبنی بر اين كه زن انسان كامل نيست ، برزخی است ميان انسان و حيوان ، زن دارای نفس ناطقه نيست ، زن به بهشت هرگز راه نخواهد يافت‏ ! و امثال اينها زياد وجود داشته است ، اين عقايد و آراء تا آنجا كه از حدود ارزيابی زن تجاوز نمی‏كند اثر روانی ، غير از احساس غرور در مرد و احساس حقارت در زن ندارد . اما عقيده پليدی علاقه و آميزش جنسی مطلقا روح زن و مرد را متساويا آشفته می‏سازد و كشمكش جانكاهی ميان غريزه طبيعی‏ از يك طرف و عقيده مذهبی از طرف ديگر به وجود می‏آورد . ناراحتی‏های‏ روحی كه عواقب وخيمی بار می‏آورد همواره از كشمكش ميان تمايلات طبيعی و

اجتماعی نداشته و كوشيده‏اند تكامل روح را از راه اشراق ، تفكر و فنا فراهم كنند " ( 1 ) به هر حال از نظر اسلام ، علاقه جنسی نه تنها با معنويت و روحانيت منافات ندارد ، بلكه جزء خوی و خلق انبياء است . در حديثی می‏خوانيم : " من اخلاق الانبياء حب النساء » ( 2 ) رسول اكرم ص ) و ائمه اطهار ( ع ) طبق آثار و روايات فراوان كه رسيده است ، محبت و علاقه خود را به زن در كمال صراحت اظهار می‏كرده‏اند و بر عكس‏ روش كسانی را كه ميل به رهبانيت پيدا می‏كردند سخت تقبيح می‏نمودند . يكی از اصحاب رسول اكرم ( ص ) به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جائی رسانيد كه همه روزها روزه می‏گرفت ، و همه شب تا صبح به نماز می‏پرداخت ، همسر وی جريان را باطلاع رسول اكرم ( ص ) رسانيد ، رسول اكرم‏ ( ص ) در حالی كه آثار خشم از چهره‏اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش‏
عثمان بن مظعون رفت ، و به او فرمود : ای " عثمان " بدان كه خدا مرا برای رهبانيت نفرستاده است ، شريعت من شريعت فطری آسانی است ، من شخصا نماز می‏خوانم و روزه می‏گيرم و با همسر
خودم نيز آميزش می‏كنم ، هر كس می‏خواهد از دين من پيروی كند بايد سنت‏
مرا بپذيرد . ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنتهای من است .
مطالبی كه درباره پليدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن گفتيم مربوط به‏ گذشته دنيای غرب بود ، دنيای غرب در زمان حاضر در زمينه اخلاق جنسی‏ نسبت به گذشته ، باصطلاح يك دور 180 درجه‏ای زده است امروز همه سخن از تقديس و احترام علائق و روابط جنسی و لزوم آزادی و برداشتن هر قيد و بندی‏ در اين زمينه است ، در گذشته آنچه گفته شده است بنام دين بوده و امروز نقطه مقابل آنها بنام علم و فلسفه پيشنهاد می‏شود .
بدبختانه ما از ضرر افكار قديم غربيها با همه ضعيف بودن وسايل ارتباطی‏ ميان اقوام و ملل ، مصون نمانديم و كم و بيش در ميان ما رخنه كرد ، اما افكار جديدشان در اوضاع و احوال حاضر سيل آسا بسوی ما روان است ( در قسمت دوم اين بحث درباره افكار جديدی كه در زمينه اخلاق جنسی در جهان‏ پيدا شده بحث می‏شود ) .

 

بنام خداوند بخشاينده مهربان
يكی از نشانه‏های او اين است كه از خود شما برای شما همسر آفريد تا با
     او آرام گيريد و ميان شما مهر و محبت قرار داد .
قرآن مجيد سوره روم آيه 21

نوشته شده کتاب :    اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب

           اثر متفكر شهيد استاد مرتضی مطهری



لينک ثابت| نوشته شده توسط مصطفی حسن نژاد در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 8:59

فاطمه راز آفرینش

فاطمه راز آفرینش

منشور ملكوتى فاطمه عليهاالسلام را از ابعاد مختلف بايد نگريست. معدود زنانى نامهاى خود را بر گذرگاه تاريخ حك كرده‏اند، اما اينان زنانى بوده‏اند كه يك شاخه از نهال وجودشان را به بارورى و تجلى نشسته‏اند. نام آسيه را دستهاى شهامتش حك كرده است و نام مريم را چشمهاى قداستش و حتى نام خديجه را قلب رافتش. اما شخصيت فاطمه عليهاالسلام، منشورى چند بُعدى است كه با افق ديدهاى مختلف شايسته بذل توجه است.

فاطمه و على عليهما‏السلام

فاطمه كسى است كه با نه سال زيستن همگام با على، در گام‏ گام على و لحظه ‏لحظه على، تنفس على و سرنوشت على تاثيرى جاودانه و ملموس گذارد.

فاطمه كسى است كه تبسم را بر لبان على نقش مى‏بندد.

فاطمه كسى است كه خستگى مجادله نابرابر على را با حراميان از سرانگشتان قلبش بيرون مى‏كشد.

فاطمه كسى است كه چهارچوبه خانه كوچك و صميمى على را بر دفتر تاريخ با خطوط ابدى ترسيم مى‏كند.

فاطمه التيام ‏بخش جگر دندان ‏خورده على عليه‏السلام است.

فاطمه كسى است كه صبر را در جان على مى‏ريزد و ميوه حلم از چشمان او مى‏چيند.

فاطمه عصاره مظلوميت على است.

فاطمه كسى است كه پاهاى على را در مقابل يتيم به لرزه مى‏افكند.

فاطمه اشك على است، قلب على است. در انتخاب مادر از ميان دو زن، مهر فاطمه است كه در قلب على قضاوت مى‏كند.

فاطمه الهام ‏بخش وحدت در خانواده پراكنده اسلام است.

فاطمه به عنوان تماميت ‏حسين

فاطمه بنيانگذار قيام حسين است. اوج طنين خروش حسين است، حسين در منا از حنجره مادر، فاطمه، فرياد مى‏كشد.

فاطمه آميزه شكوهمند مظلوميت و فرياد حسين است.

فاطمه انگيزه غرورآميز صبر حسين است، فاطمه حضور خدا در عاشوراست.

فاطمه ظهور جلوه حق در كربلاست.

فاطمه رغبت ‏حسين براى لقاى معشوق است. فاطمه است كه قلب دشمن را با دوست پيوند مى‏دهد.

فاطمه حلاوت شهادت است. حسين والى فاطمه است در كربلا و منادى اوست در عاشورا .

شير فاطمه است كه در وجود حسين مى‏خروشد و خون فاطمه است كه از حنجره حسين مى‏جوشد.

فاطمه قدرت گامهاى حسين است. جوهر فرياد حسين است. حسين، على‏اكبر را به يادواره فاطمه به ميدان مى‏فرستد. در شهادت برادر، فاطمه است كه در قامت ‏حسين مى‏شكند. حسين تبلور فاطمه در عاشوراست. انى لا ارى الموت ... يادگار فاطمه است ‏بر قلب حسين. حسين فاطمه محض است و فاطمه، حسين محض و حسين بى ‏فاطمه ...

فاطمه و زينب

زينب، فاطمه كربلاست و تجلى فاطمه در زينب عاشوراست.

در كربلا زينب رسول فاطمه است. خليفه تام فاطمه است. پيام فاطمه را مى‏خواند. حضور فاطمه را فرياد مى‏كشد. با هر جنازه‏اى كه بر دست مى‏گيرد قطره‏اى از جام صبر فاطمه را مزمزه مى‏كند. در بارگاه يزيد زينب به تداعى خطبه مادر در مقابل دشمنان پدر خطبه مى‏خواند.

در كربلا زينب محبت مادر را در جان برادر مى‏ريزد. زينب يادگار مادر را پاس مى‏دارد.

در شام، فاطمه است كه بر ترحم، زهرخند مى‏زند و صدقه را خشم مى‏كند و بر پاى دشمنان  برادر، زنجير لعن مى‏افكند. و همچنان كه جسارت را بر على تحمل كرده بود بر فرزندان خويش به جان مى‏خرد.

چشمان زينب در زير دستهاى محجوب فاطمه به خواب رفته است. زينب با بوسه محبت فاطمه چشم از خواب گشوده است.

فاطمه و حسن

حسن بُعد ديگر منشور فاطمه است.

حسن شير صبر از جان مادر نوش كرده است.

حسن بلوغ بردبارى فاطمه است. پاره‏هاى سرخ جگر فاطمه است كه بر طشت مى‏ريزد.

حسن در تداوم سكوت على و مظلوميت فاطمه است كه صبر مى‏كند.

حسن از مادر آموخته است كه جز به مصلحت اسلام نينديشد.

حسن از مادر آموخته است كه چگونه تخم انقلاب بنشاند.

حسن از مادر آموخته است كه حتى در دعا و استغفار هم «الجار ثم‏الدار» را در نظر داشته باشد.

فاطمه و محمد صلى‏الله عليه ‏و آله

فاطمه افتخار محمد و نمونه اعلا و بارز دانشگاه محمد است.

فاطمه پاره جگر محمد، بضعه محمد است.

فاطمه كسى است كه رضايت محمد صلى‏الله عليه ‏و آله، در گروى رضايت اوست.

فاطمه برگ برنده محمد در مقابله با جاهليت و سبعيت و كفر است.

فاطمه تنها كسى است كه پيامبر پس از هر جهاد طاقت ‏فرسا به ديدار او مى‏رود و خستگى را در عمق چشمان مهربان او گم مى‏كند.

فاطمه همان كسى است كه پيامبرش، برترين زن در آفرينش نام نهاده و به لقب عارفانه «ام ابيها» مفتخرش ساخته است.

فاطمه و خدا

به تحقيق مى‏توان گفت كه يكى از زيباترين، ملكوتى‏ترين، مقدس‏ترين و در عين حال دست ‏نيافتنى‏ترين و ناشناخته‏ترين رابطه‏ها، رابطه فاطمه با خداست.

بناى آسمان و زمين و روشنايى ماه و خورشيد و گردش افلاك و وسعت درياها به اعتبار او و خاندان اوست.

«و عزتى و جلالى انى ما خلقت ‏سماء مبنيه ولا ارضا مدحيه ولا قمرا منيرا ولا شمسا مضيئه ولا فلكا يدور ولا بحرا يجرى ولا فلكا يسرى الا لاجلكم و محبتكم‏.»

وجود او بزرگترين و كافى‏ترين فلسفه آفرينش زن است همچنان كه وجود خاندان او بهانه خلق آفرينش.

براى او همين افتخار بس كه خداوند به پالايشش همت گماشته است و پاكى را در وجودش به وديعت نهاده است.

انما يريدالله ليذهب عنكم‏الرجس اهل‏البيت و يطهركم تطهيرا.

او مظهر عطوفت‏ خداوند و سمبل رافت و مهر الهى است.

مگر نه اين كه در محشر مفتاح جنت در دستان مبارك فاطمه است و اذن دخول بهشت، رضايت و محبت اوست؟

سيد مهدى شجاعى



لينک ثابت| نوشته شده توسط مصطفی حسن نژاد در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 10:30

مطالب پيشين

از این به بعد هرچی بخوای توی این وبلاگ پیدا میشه
22 بهمن
میدان فوتبال ایران مکان مناسب برای به نمایش در آوردن جدیدترین (fashen) روز دنیا
اخلاق جنسی انضباط جنسی ، غريزه عشق
دهه فجر بر فجر آفرینان مبارک باد

فلسطین پاره تن اسلام
(دعای فرج) همیشه یادت باشه بخونی
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
محرم
ورود به سرزمین بلا و داستان عشق بازی
یک حدیث
چرا در جهان ، تبعيض و تفاوت وجود دارد؟
العید الکبر (شهرالولایه)
غرائز جنسى


لينك باكس


منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

site map site map ror html site map
Add to Technorati ..............................

لينک دوستان

شميم گل نرگس
حزب الله
هیئت فرهنگي مذهبي آل طاها اهواز
قدير
متن زيارت عاشورا
همانا خداوند با صابرین است
تنها منجي
زيباترين قالب هاي وبلاگ

جست وجو

لوگوي دوستان

ارتباط با ما
براي Add کردن کليک کنيد
آرشيو ماهانه

هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386

طراح قالب

اين قالب توسط IrDanlod.Blogfa طراحي و ترجمه شده

Copyright © 2008 by IrDanlod.Blogfa.Com. This Template Design By Seyed Ali Azmoun

بهترين طراح قالب وبلاگ