تبليغاتX
IR IRAN Graphic
خوش آمديد
منوي اصلي
لينک هاي سريع
صفحه نخست
ارتباط با ما
آرشيو مطالب
طراح قالب
نويسندگان
موضوعات

لينک دوني

حضرت امام خميني(ره)
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدضله العالی)
آیت الله حسن زاده آملی
آیت الله مصباح یزدی
آیت الله تبریزی
آیت الله فاضل لنکرانی
آیت الله نوری همدانی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله سیستانی
آرشيو پيوندها
لوگوي ما

آمار بازديد

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

AddThis Feed Button


تبليغات



میلاد با سعادت حضرت مهدی(عج) مبارک

 

میلاد با سعاد  منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) را به تمام عالم بشریت و مظلومین جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم  

 آیات ١

« و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين/ و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنود هما منهم ما كانوا يحذرون »

 « و ما اراده مي كنيم بر كساني كه در زمين ضعيف گرديده اند منت گذاريم، و آنان را روي زمين حكومت بخشيم و آنچه را كه فرعون و هامان و لشگريانشان را بيم داده بوديم از آنان بنمايانيم. »

در بخش سوم «نهج البلاغه» مولا علي بن ابيطالب عليه السلام چنين آمده: لتعطفن الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس علي ولدها: پس از آنكه دنيا مانند شتر تند خوئي كه از فرزند خود ميگريزد از ما گريخت سرانجام به سوي ما باز خواهد گشت.

 

 ۩ آيات۲
پس از اين بيان حضرت علي عليه السلام آيه زير را تلاوت فرمودند:
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين /
« وعد الله الذين امنوا و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض – كما استخلف الذين من قبلهم – و ليمكنن لهم دينهم الذي ار تضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبد و نني لايشكرون بي شيئا و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون»
در تفسير (مجمع البيان) طبرسي و (تفسير عياشي) و تفاسير ديگر آمده كه حضرت امام علي بن الحسين عليه السلام اين آيه را خواند، آنگاه فرمودند: « آنان – به خدا قسم – شيعيان ما اهل البيت هستند كه خداي تعالي اين خلقت بخشيدن به آنان را به دست مردي از خاندان ما – كه مهدي اين امت باشد – انجام خواهد داد. مهدي همان كسي است كه رسول خدا صلي الله علیه و آله درباره اش فرمود: اگر از دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداي تعالي آن را آنقدر طولاني سازد تا آنكه مردي از عدل و داد پر كند، آنگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد»

 

۩ آيات٣

« و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون »
« و ما در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان صالح ما به ارث ميبرند. »
گو آنكه مفسران در معناي « زبور » اختلاف نموده اند و نيز درباره كلمه « ذكر » نيز في الجمله اختلافاتي وجود دارد؛ اين اختلافات، اساسي و ريشه اي نيست. خواه مقصود از «زبور» اينجا كتاب آسماني نازل شده بر پيامبر خدا حضرت داوود عليه السلام باشد و خواه هر نوع كتاب آسماني كه بر انبيا نازل گرديده است – همچنين اين كه مراد از كلمه « ذكر » در اين آيه، تورات باشد يا قران و يا لوح محفوظ – به هر حال معني آيه در حد قول مفسران اين است: ما در كتابهايي كه بر انبيا نازل كرديم – يا در زبوري كه بر حضرت داوود نازل كرديم – پس از آوردن در ذكر – يا در ام الكتابي كه در آسمان بوده كه يا لوح محفوظ است يا تورات و يا قرآن – نوشتيم كه : محققاً زمين را بندگان صالح ما به ارث ميبرند. طبرسي و ديگران در تفسير اين آيه از حضرت ابو جعفر امام محمد بن علي الباقر عليهما السلام روايت مينمايند كه ايشان فرمودند : «آنان ياران مهدي عليه السلام در آخر الزمان اند».

 *********-----********

عقیده به ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى در پایان جهان، یکى از مسایل بسیار مهم و حساسى است که نه تنها در آیین اسلام، بلکه در همه ادیان آسمانى و نه تنها در میان پیروان ادیان و مذاهب بلکه در نزد بسیارى از مکاتب مختلف جهان سابقه طولانی دارد و تمامى پیروان ادیان بزرگ عالم از مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان گرفته تا پیروان مکتبهاى الحادى، همه و همه به آن باور دارند .

انتظار ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى و امید به آینده و استقرار صلح و عدل جاویدان، امرى فطرى و طبیعى است که با ذات و وجود آدمى در ارتباط بود، با آفرینش هر انسانى همراه است، زمان و مکان نمى شناسد و به هیچ قوم و ملتى اختصاص ندارد.

از این رو، همه افراد طبق فطرت ذاتى خود تمایل دارند روزى فرا رسد که جهان بشریت در پرتو ظهور رهبرى الهى و آسمانى و با تأیید و عنایت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات یافته، شور و بلوا در جهان پایان پذیرد و انسانها از وضع فلاکت بار موجود نجات یابند و از نابسامانى و نا امنى و تیره روزى خلاص شوند و سرانجام به کمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه اى  نایل آیند.

به همین دلیل، در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحى که در آخرالزمان ظهور کرده ، به جنایتها و خیانتهاى ضد انسانی خاتمه داده و شالوده حکومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى واقعى بنیان خواهد نهاد سخن به میان آمده و تمام پیامبران و سفیران الهى در این زمینه به مردم با ایمان جهان، نویدهایى داده اند.

البته ادیان و مذاهب مختلف و دیگر ملل و اقوام گذشته و مکاتب مختلف جهان درباره نام آن بزرگوار با هم اختلاف نظر دارند، مسلمانان او را "مهدى موعود" و پیروان سایر ادیان و مکتبها و ملتها و توده هاى محروم، وى را "مصلح جهانى" یا "مصلح غیبى"، یا "رهاننده بزرگ"، "نجات بخش آسمانى" و یا "منجى اعظم" مى نامند ولى درباره اوصاف کلی، برنامه هاى اصلاحى، تشکیل حکومت واحد جهانى بر اساس عدالت و آزادى و ظهور او در آخرالزمان اتفاق نظر دارند.

امروز بسیارى از اندیشمندان و فلاسفه جهان نیز عقیده دارند که با پیشرفت سریع صنعت و تکنولوژى، زندگى ماشینى، رقابت هاى ناسالم نظامى، بازیهاى خطرناک سیاسى، و احساس یأس و نا امیدى در بین جوامع بشرى براى رهایى از اوضاع نابسامان کنونى، تشکیل حکومت واحد جهانى بر اساس عدالت و آزادى لازم و ضرورى است.

اصالت اعتقاد به ظهور منجى

عقیده به ظهور یک نجات دهنده بزرگ آسمانى و امید به یک آینده روشن که در آن، نگرانیها و هراسهابرطرف شده و به برکت ظهور یک شخصیت ممتاز الهى همه تاریکیها از پهنه گیتى برچیده و ریشه ظلم و جهل و تباهى از روى کره زمین برکنده شود، یک اعتقاد عمومى ثابت است که همواره در همه وقت، در همه جا و در همه زمانها بین تمام ملتها شایع و رایج بوده است.

بر اساس تحقیقات پژوهشگران مسایل اسلامى، این عقیده در طول دوران زندگى انسانها پیوسته در میان همه ملتها و پیروان ادیان بزرگ موجود بوده، و حتى اقوام مختلف جهان چون: اسلاوها، ژرمنها، اسنها و سلتها نیز معتقدند که سرانجام باید پیشوایى در آخرالزمان ظهور کرده، بى عدالتى ها را از بین برده، حکومت واحد جهانى تشکیل داده و در بین مردم بر اساس عدالت و انصاف داورى کند.

مروری بر تاریخ این نکته را مورد تأکید قرار می دهد که عقیده به ظهور یک رهبر مقتدر الهى و آمدن مصلحى در آخرالزمان به نام منجى موعود جهانى به قدرى اصیل و ریشه دار است که در اعماق دل ملتها و پیروان همه ادیان الهى و تمام اقوام و ملل جهان جا گرفته، به طوری که در طول تاریخ بشریت، انسانها در فراز و نشیب هاى زندگى، با یادآورى ظهور چنین رهبر مقتدرى، پیوسته خود را از یأس و ناامیدى نجات داده و در انتظار ظهور آن مصلح موعود جهانى در پایان جهان لحظه شمارى مى کنند.



لينک ثابت| نوشته شده توسط مصطفی حسن نژاد در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 9:15

قیاس ارزش زن در مکتب اسلام و دیگر مذاهب

نگاه مذاهب به زن

زن در تمدن چين

در كتاب‏هاى مذهبى چينى‏ها، زن‏ها آبهايى هستند كه نيك‏بختى و ثروت را مى‏شويند. مرد هر وقت مى‏خواست، مى‏توانست او را مانند كنيزى بفروشد، زن پس از آن كه بيوه مى‏شد در حكم مالى بود متعلق به خانواده شوهر و به هيچ وجه امكان نداشت بتواند دوباره شوهر كند و با تمام اين حقارت‏ها درحكم برده‏اى بود كه حق حيات از خود نداشت و شوهر مى‏توانست او را زنده در گور كند و تا سال 1937 ميلادى، در چين 2000000 دختر كنيز وجود داشت. از همه عجيب‏تر و فجيع‏تر، اين كه تا چندى قبل براى كفش دختران چينى در آن كشور قالب‏هاى فلزى مخصوصى ساخته بودند و اجازه نمى‏دادند كه پاى دختران از حد معينى بيش‏تر رشد كند. به همين جهت، پاى زن چينى نمى‏توانست به حد رشد طبيعى برسد، بلكه بايستى كوچك و فشرده بماند... و بالاخره زن در نظر مردان چينى، شرى ضرورى، وسوسه‏اى طبيعى، مصيبتى مطلوب، خطرى خانگى، جذبه‏اى مهلك و آسيبى رنگارنگ بود.

در مذهب بودايى

بنابر گفته مورخ معروف «وسترمار»،از ديدگاه بودائيان نيز «همه زن‏ها دام‏هاى اغوا كننده و فريبنده شيطان هستند كه براى مردها گسترده و نيروى فريبندگى در نهاد زن‏ها با خطرناك‏ترين شكل مجسم شده است؛ به طورى كه مردها را شيفته و فريفته خود مى‏سازند و همين فريبندگى زن‏ها است كه فكر عالمى را كور مى‏كند.»


در رم

زن از نظر روميان، مظهر تام شيطان و انواع ارواح موذيه بود كه با حيله و نيرنگ خويش، هميشه دامى در راه صيد دل‏ها و عقل‏ها و انحراف مغزها، در دست دارد. به همين جهت، از آزردن او كوتاهى نمى‏كردند و حتى از خنديدن و سخن گفتنش جلوگيرى مى‏كردند. زنان رومى به عنوان «اشخاص» نبودند، بلكه جزء «اشياء» به شمار مى‏آمدند.

در يونان

«يونانيان، عمومازن را يك مخلوق بسيار پس و فرومايه خيال مى‏كردند كه فائده وجوديش فقط خدمت خانه و تكثير نسل بوده است، واگر از يك زن بچه ناقص الخلقه‏اى به وجود مى‏آمد، او را به قتل مى‏رساندند.

مسيوتروپ لنگ مى‏نويسد: در «اسپارت» اگر از يك زن بدبختى چنين اميدى نبود كه از وى سرباز قوى پنجه‏اى به وجود بيايد، آن زن را اعدام مى‏نمودند... زمان اوج تمدن يونان هم غير از زنان نوازنده و سازنده، از هيچ زنى احترام نمى‏كردند و به همين جهت، غير از زنان طبقه مزبور در هيچ طبقه، رسم آموزش و روش «تعليم و تربيت» جارى نبوده است.(9) سقراط، فيلسوف بزرگ يونانى، وجود زن را بزرگ‏ترين منشا انحطاط بشريت مى‏دانست. فيثاغورث، ديگر دانشمند يونانى، معتقد بود اصلى خوب وجود دارد كه نظم، نور و مرد را آفريده است و اصلى بد كه آشوب، تيرگى و زن را آفريده است. همچنين ارسطو بر اين باور بود كه زن چيزى نيست مگر مرد ناكام، خطاى طبيعت و حاصل نقصى در آفرينش(10). به عقيده ارسطو، طبيعت آن جا كه از آفريدن مرد ناتوان است زن را مى‏آفريند. زنان و بندگان، بنابر طبيعت، محكوم به اسارت هستند و به هيچ وجه سزاوار شركت در كارهاى عمومى نيستند.(11) كتاب مقدس يهوديان، عهد عتيق، حوا را عامل گناه اوليه آدم و مسئول خروج وى از بهشت مى‏داند. مردان يهودى در دعاى صبحگاهى از خداوند تشكر مى‏كنند كه آنان را زن نيافريده است. مسيحيت كليسايى متاثر از آيين يهود و ديدگاه‏هاى رومى و يونانى، زن را عامل گناهكارى انسان اوليه مى‏دانست. به اعتقاد مسيحيان، گناه اوليه آدم سبب شد كه اين گناه در گوهر همه انسان‏ها سرشته شود. بنابراين، انسانها، جز عيسى عليه‏السلام و مريم، با گناه متولد مى‏شوند. از اين جا نقش مهم زن (حوا) در گناه‏كارى تمام انسان‏هاى روى زمين مشخص مى‏شود. سبب مذموم بودن ازدواج در ميان مسيحيان و ميل به تجرد نيز از پليد بودن ارتباط با زنان ناشى مى‏شود. در سال 568 ميلادى، در فرانسه كنفرانسى برگزار شد تا به اين موضوع رسيدگى كنند كه آيا زن، انسان است يا نه؟(12) توماس آكويناس، پرآوازه‏ترين دانشمند مسيحى در قرون وسطى، نيز بر اين اعتقاد بود كه زن با نخستين مقصود طبيعت يعنى كمال جويى منطبق نيست. بلكه با دومين مقصود طبيعت، يعنى گنديدگى، بد شكلى و فرتوتى،انطباق دارد.(13) برخورد عملى با زنان نيز بر همين ديدگاه استوار بود.

به هر حال اين نظريه سخيف و ناآگاهانه در ميان اقوام و ملل و به اصطلاح صاحبان اديان، شايع گشت كه شيطان يا مار حوا را فريفت و سپس حوا آدم را به گناه وادار ساخت.

«ترتولين مقدس به زن‏ها مى‏گويد: آيا مى‏دانيد كه هر يك از شما «حوايى هستيد؟ مجازات خدا بر جنس شما تا اين زمان ادامه دارد. در اين صورت، شرارت بالضروره بايد باقى باشد. شما زنها دروازه‏هاى شيطان هستيد. شما كسانى هستيد كه از آن درخت ممنوع، ميوه چيديد. شما هستيد كه قانون الهى را شكسته‏ايد. شما كسانى هستيد كه آدم را فريفته‏اند؛ آنهم هنگامى كه شيطان هنوز حمله نكرده بود. شما هستيد كه با آن سهولت، صورت خدا را در نهاد بشر، ضايع و فاسد كرده‏ايد. بدبختى و مرگ، مربوط به شما است و حتى مرگِ پسر خدا مربوط به شما است».

با اين بينش، بزرگ‏ترين ستم‏ها را نسبت به زن، (يكى از دو ركن اساسى جامعه بشرى) روا داشته‏اند و بر اساس ساير اهانت‏ها و ستم‏ها را پى ريزى كرده‏اند و از اين طريق، ضرب‏المثل‏ها و اداب و رسوم غلطى را در ميان جوامع مرسوم نموده‏اند، تا آن جا كه در بسيارى نقاط جهان، خود زن به اين تهمت‏ها تن در داده و اين‏گونه به استضعاف كشيده شده است.

*******************************

نگاه اسلام به زن

اسلام زن را هم‏چون مرد انسان مى‏داند و ويژگى‏هاى مهمى همانند مرد درباره او ابراز ميدارد. قرآن بارها به اين ويژگى‏هاى او اشاره مى‏كند.

خداوند مى‏فرمايد(17):

« إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللّه‏َ كَثِيرا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللّه‏ُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرا عَظِيما » عليهاالسلام قدس‏سرهم

به يقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خداو زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى‏كنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است.

در اين آيه، خداوند همه ويژگى‏هايى كه براى مردان ذكر كرده براى زنان نيز ذكر كرده است و اين خود دليلى است بر اين كه اسلام جنسيت را ملاك برترى نمى‏داند، بلكه برترى در اين است كه انسان (چه زن و مرد) مطيع خدا و پايبند به فرامين او باشد.

«وَعَدَ اللّه‏ُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الاْءَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنْ اللّه‏ِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»(18)

خداوند براى مردان و زنان با ايمان، باغ‏هايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسكن‏هاى پاكيزه‏اى در بهشت‏هاى جاودان، (نصيب آنها ساخته)؛ (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اينها) برتر است؛ و پيروزى بزرگ همين است.

در اين آيه، خداوند پاداش زن و مرد را به طور يكسان ذكر نموده؛ كه خود دليلى بر آن است كه مرد هيچ فضيلتى بر زن ندارد وگر نه مردان مى‏بايستى پاداش بيش‏تر و ويژه دريافت مى‏كردند.

نيز در قرآن آمده است:

«... انى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر أو انثى بعضكم من بعض...»(19)

من هيچ عمل كننده‏اى از شما را مرد باشد يا زن ضايع نخواهم كرد؛ شما هم نوع و از جنس يكديگريد.

 

امید وارم با دادن نظر های خود این جانب را در این راه تشویق نمایید

منتظر القائم

مصطفی



لينک ثابت| نوشته شده توسط مصطفی حسن نژاد در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 8:10

هفته دولت

یادشان به خیر


اینجانب هفته دولت را به همه دولتمردان عزیز و همه مردم مسلمان تبریک عرض می نمایم

 

 

رجايي از زبان رجايي
من محمدعلي رجايي در سال1312 در قزوين و در خانواده اي مذهبي متولد شدم. پدرم شخصي پيشه ور بود و مغازه خرازي در بازار داشت كه از اين طريق امرار معاش مي كرديم. در4سالگي پدرم را از دست دادم و مسؤوليت ادامه زندگي ما به عهده مادرم و برادرم كه در آن موقع 13سال داشت، افتاد. مادرم با تلاش و كوشش و حفظ شديد حيثيت خانوادگي در بين همه فاميل، ما را به يك وضع آبرومندانه اي اداره مي كرد.
تنها دارايي قابل ملاحظه ما يك منزل كوچك بود كه آن هم از دوران حيات پدرم برايمان باقي مانده بود و آن منزل زيرزميني داشت كه مادرم با تلاش پيگير در آن اقدام به پاك كردن پنبه و هسته كردن بادام و گردو و... مي كرد و زندگيمان را به طرز آبرومندي اداره مي نمود و اغلب اوقات سرانگشتانش ترك خورده بود...

هميشه خودم را يك معلم دانسته ام:
وقتي آقاي رجايي نخست وزير شد هيچ علاقه اي نداشت كه به محل نخست وزيري برود، چون در اين زمان وزير آموزش و پرورش هم بود مي گفت، من خودم را از اول يك معلم مي دانسته ام و چون مي خواهم وزير آموزش و پرورش بمانم لذا نخست وزيري بايد در محل وزارت آموزش و پرورش ايجاد شود.
يكي از دوستان و نزديكان ايشان مي گفت: در دوران رئيس جمهوري آقاي رجايي هيچ تغييري با زمان نخست وزيري ايشان ديده نشد. مثلاً در اوقاتي كه مناسب بود ما با تني چند نفر از كاركنان دفتر غذايمان را مي برديم و نهارمان را در دفتر با ايشان مي خورديم. غذاي رياست جمهوري همان غذايي بود كه در نخست وزيري تهيه مي شد. هر غذايي براي كارمندان تهيه مي شد ايشان هم بدون اينكه كمترين چيزي به آن اضافه شود همان را مي خوردند گاهي كه خيلي كار داشتند ناهارشان را به تنهايي مي خوردند.

 

فعاليتهاي فرهنگي
شهيد باهنر در سال1342 شمسي به رغم مخالفت ساواك، به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد. وي علاوه بر تدريس، با دفتر تأليفات و برنامه ريزي آموزش و پرورش همكاري نزديك داشت و برنامه هاي تعليمات ديني كلاسهاي مختلف تحت نظر ايشان تهيه و تنظيم مي گرديد. همچنين وي در زمينه علوم ديني، به تأليف كتابهاي درسي مورد نظر براي تدريس در سطوح مختلف آموزشي اقدام كرد.

شهادت پرافتخار
به دنبال بركناري بني صدر از مقام رياست جمهوري و انتخاب شهيد رجايي به عنوان رئيس جمهور، دكتر باهنر در سال1360 به نخست وزيري انتخاب شد.متأسفانه كابينه ايشان مدت زمان زيادي نتوانست به حيات خود ادامه دهد و در تاريخ هشتم شهريور1360، منافقان، دفتر رياست جمهوري را منفجر كردند و در نتيجه رئيس جمهور و نخست وزير به شهادت رسيدند. روحشان شاد



لينک ثابت| نوشته شده توسط مصطفی حسن نژاد در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 7:25

خلاصه بررسی خطبه های نحج البلاغه در مورد شخصیت زن

خلاصه

1ـ مكتب‏هاى غير اسلامى، زن را موجودى پست و فرومايه، دام شيطان و حيوان بهره ده... مى‏دانند.

2ـ اسلام زن را همچون مرد، موجودى محترم و باعث به وجود آمدن خيرها مى‏داند.

3ـ اسلام، ملاك برترى را جنسيت نمى‏داند؛ بلكه ملاك برترى در اسلام، ايمان و اعمال صالح مى‏باشد.

4ـ نقصان ايمان در زنان به معناى نقصان عمل آنان است و هيچ ربطى به ضعيف بودن عقيده و معرفت ندارد.

5ـ نقصان عقل زنان به معناى ضعيف بودن جنبه تدبيرى عقل در زنان است و هيچ ربطى به ضعيف بودن قوه ادراك و فهم ندارد.

6ـ نقصان حظوظ به اين معنا است كه زنان مالكيت كمتر و بهره بيش‏ترى مى‏برند.

7ـ مشورت با زنان در مسائلى كه درايت و تدبير زيادى مى‏طلبد هم چون حكومت، مديريت كشور و جنگ و صلح...، فايده‏اى ندارد.

8ـ رعايت حجاب باعث بقا، دوام ، استوارى و سلامتى زنان مى‏شود.

9ـ افراد مريض و غير صالح را به حريم خانواده راه ندادن باعث حفظ زنان مى‏شود.

10ـ صفاتى همچون تكبر، بخل و ترس شايسته زنان، اما غيرت زن در برابر شوهر صفتى زشت به حساب مى‏آيد.

11ـ زن‏ها را نبايد تحريك كرد. چون از لحاظ جسمى، روانى و تدبيرى ضعيف هستند و زود عكس العمل نشان مى‏دهند.

12ـ زنان زينت كردن را دوست دارند، اما اگر از حد بگذرد باعث فساد مى‏شود.

13ـ شر بودن زن به معناى مسئوليت آور بودن اوست.

14ـ اگر چه زنان از جهاد فى سبيل الله محروم هستند، اما نيكو شوهر دارى كردن براى آنها جهاد به حساب مى‏آيد و پاداش جهاد را دارد.

قابل توجه دوستا در هر روز کاری این وبلاگ یه بخش از این خلاصات را توضیح خواهیم داد انشا الله



لينک ثابت| نوشته شده توسط مصطفی حسن نژاد در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 7:11

حجاب و اصل آزادى

حجاب و اصل آزادى

آزادى به معنى رها بودن از هر قيد و بند و عدم پايبندى به هيچ قاعده و قانون و ضابطه‏اى نيست. ممكن است در بينش غربى و غرب‏گرايانه چنين مفهومى از آزادى ارائه شود، اما در بينش الهى اين‏گونه «آزادى» عين «اسارت» است. اسارت در بند هوا و هوس‏ها و شهوات حيوانى، گرفتارى و محبوس ماندن در زندان نفس اماره و وسوسه‏گر است . آدمى كه تنها براى خوردن و خواب و شهوت خلق نشده تا آزادى او را در رابطه با اين گونه امور تفسير و توجيه كنيم، بلكه براى هدف و مقصدى بس عظيم‏تر از اين‏ها كه همان «رسيدن به كمال مطلوب» است، پا به عرصه وجود نهاده است. در بينش اسلامى، آزادى در رابطه با «قرب حق» كه همان كمال حقيقى آدمى است، معنا و مفهوم مى‏يابد و آزادى حقيقى به معناى رها بودن از هر قيد و بندى است كه مانع پرواز آدمى در فضاى لايتناهى قرب حق است. حجاب از جمله آن قيود است.

در انديشه اسلامى، آزادى از هوا و هوس‏ها و نفس‏پرورى براى رسيدن به رضوان خداست؛ ولى در نگرش غربى ، آزادى از همه قيود و تعهدات، براى اشباع خواسته‏هاى نفسانى و شهوات است.(41)

گفته‏اند ، حجاب موجب سلب آزادى كه يك حق طبيعى بشر است، مى‏گردد. «نوعى توهين به حيثيت انسانى زن به شمار مى‏رود... مجبور ساختن زن به اين كه حجاب داشته باشد، بى‏اعتنايى به حق آزادى او واهانت و حيثيت انسانى اوست و به عبارت ديگر، ظلم فاحش است به زن، عزت و كرامت انسانى و حق آزادى زن؛(42)

آيا واقعا حجاب مانع آزادى زنان است؟ آيا حجاب، آزادى زنان را محدود مى‏سازد؟ «آنچه باعث اين تصورات شده، تفسير غلط آزادى و كلمه حجاب است. بايد ديد كه منظور از آزادى براى آن‏ها چيست و معناى كلمه حجاب از ديدگاه اسلام چه مى‏باشد تا بتوان درباره ممانعت حجاب و آزادى زن بحث كرد.

تفسير غلط از آزادى باعث چنين تصوراتى شده است. امروز از سوى محافل غربى و غرب‏گرا، اين‏گونه به مردم القا مى‏شود كه آزادى به معناى ارضاى تمايلات، يا عدم التزام به قيود اخلاقى و اجتماعى است و آزادى زن در بينش و نگرش آنان، يعنى اين كه به هر شكل بتوان لباس پوشيد، يا با هركس بتوان رابطه برقرار كرد، تا مناسبات خانوادگى و اجتماعى را به هر صورت كه مورد علاقه است، ترتيب داد. ولى بايد گفت كه آزادى را نمى‏توان به صورت «ارضاء تمايلات» تعبير نمود، زيرا همه تمايلات انسان، اساسى و ضرورى نيستند. تمايلات انسانى نيز در حد اعتدال قابل ارضا هستند. ارضاى تمايلات نه موجب سعادت فرد است و نه خوشبختى انسان را در حيات جمعى تأمين مى‏كند. آرى اگر ما آزادى را عبارت از ارضاء تمايلات بدانيم، در اين صورت بايد قبول كنيم، حجاب با آزادى به اين معنا ناسازگار است، ولى اين معنا از آزادى نه با شأن انسان سازگار است و نه قابل تحقق مى‏باشد. و چنان كه پيشتر گفته شد، مفهوم صحيح آزادى در ارتباط با «قرب حق» معنا مى‏شود. چه آزادى را، صرفا به معناى پيروى از عقل بدانيم و چه آن را در رابطه با تقوا، مورد توجه قرار دهيم. در هر دو صورت، حجاب نه تنها آزادى زن را محدود نمى‏سازد بلكه براى زن شرايطى فراهم مى‏كند كه مورد تأييد عقل و با تقوا سازگارتر است.(43)

در اين قسمت به معناى كلمه حجاب مى‏پردازيم . اين كلمه موجب انحراف اذهان عده زيادى از افراد گشته است؛ معناى لغوى حجاب كه در عصر ما اين كلمه براى پوشش زن معروف شده، چيست؟

«كلمه حجاب هم به معنى پوشيدن است و هم به معنى پرده و حاجب. بيشتر استعمالش به معنى پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهومش پوشش مى‏دهد كه پرده، وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت، هر پوشش حجاب نيست؛ آن پوشش ، حجاب ناميده مى‏شود كه از طريق پشت پرده صورت گيرد. در قرآن كريم، در داستان سليمان، غروب خورشيد را اين‏طور توصيف مى‏كند: «حتى توارت بالحجاب»(44) يعنى تا آن‏وقتى كه خورشيد در پشت پرده مخفى شد. استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتا جديد است. در قديم، مخصوصا در اصطلاح فقها، كلمه «ستر» كه به معناى پوشش است، به كار رفته است. فقها، چه در كتاب الصلوه و چه در كتاب النكاح كه متعرض اين مطلب شده‏اند كلمه ستر را به كار برده‏اند. بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمى‏شد و هميشه همان كلمه «پوشش» به كار برده مى‏شد. و همين امر موجب مى‏شود كه عده زيادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. زندانى كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست. در برخى از كشورهاى قديم مثل ايران قديم و هند چنين چيزى وجود داشته است، ولى در اسلام وجود ندارد. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمايى نپردازد. آيات مربوط همين معنى را ذكر مى‏كند و فتواى فقها هم مؤيد همين مطلب است.»(45)

«فرق است بين زندانى كردن زن در خانه و بين موظف دانستن او به اين كه وقتى مى‏خواهد با مرد بيگانه مواجه شود، پوشيده باشد. در اسلام، محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام يك وظيفه است؛ بر عهده زن نهاده شده كه در معاشرت و برخورد با مرد، بايد كيفيت خاصى در لباس پوشيدن مراعات كند. اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزى است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعى او كه خداوند برايش خلق كرده است، محسوب مى‏شود. اگر رعايت پاره‏اى مصالح اجتماعى، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصى را اتخاذ كنند و طورى راه بروند كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقى را از بين نبرند، چنين مطلبى «زندانى كردن» يا «بردگى» نمى‏توان ناميد، و آن را منافى حيثيت انسانى اصل «آزادى» فرد نمى‏توان دانست. و نيز حجاب برخى دشوارى‏ها را به دنبال دارد كه اگر اصل آن براى سلامت و رشد انسانى مفيد انگاشته شود، بايد آن را متحمل شد.»(46)

كه البته در اين صورت نيز باحجاب در فعاليت‏ها و رفت و آمدهاى خود، آزادترند، زيرا مردان بولهوس، اطمينان دارند كه اين‏ها، طعمه و ملعبه نمى‏شوند. و بنابراين، كمتر مزاحمتى براى آنها ايجاد مى‏كنند، اما زنان بى‏حجاب، آزادى كمترى دارند. زيرا در معرض ديد هستند و چشم‏هاى هرزه را به سوى فرد مى‏كشانند و هوس‏ها را تحريك مى‏كنند و در نتيجه، مورد طمع گرگان شهوت مى‏شوند. زنان باحجاب، مظهر عفاف شناخته شده‏اند و لذا در خانه و خارج خانه، مزاحمتى ندارند و آزادند، دنبال كارها ومسئوليت‏هاى خويش هستند.

قرآن مجيد مى‏فرمايد:

«يَا أَيُّهَا الْنَّبِيُّ قُلْ لاِءَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلاَ يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً»(47)

«اى پيغمبر (گرامى) با زنان و دختران و زنان مؤمنان بگو كه خويشتن را به چادر بپوشانند كه اين كار براى اين كه آن‏ها(به عفت و حريت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت(هوسرانان) آزار نكشند بسيار بهتر و خدا (در حق خلق) آمرزنده و مهربان است.»

گفته‏اند سبب نزول آيه فوق اين بوده است : زن‏ها به مسجد مى‏رفتند و پشت سر پيامبر نماز مى‏خوانند. شب‏ها كه از نماز مغرب و عشاء باز مى‏گشتند، جوان‏ها سر راه آنها مى‏نشستند و مزاحم آن‏ها مى‏شدند. از اين رو، آيه فوق نازل گرديد.(48)

***********************************
41. زيور عفاف، ستار هدايت‏خواه، ص 29.
42. مسئله حجاب، مرتضى مطهرى، ص 100.
43. زيور عفاف، ستار هدايت‏خواه، ص 216.
44. سوره ص، آيه 32 .
45. مسئله حجاب،مرتضى مطهرى، ص 79-78.
46. آسيب‏شناسى حجاب، مهدى مهريزى، ص 71.
47. سوره احزاب، آيه 59.
48. حجاب و آزادى، (مجموعه سخنرانى‏هاى كنفرانس زن،) ص 58-57.



لينک ثابت| نوشته شده توسط مصطفی حسن نژاد در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 14:37

ولادت حضرت علی اکبر( اشبه اناس پیغمبر) را تبریک و تهنیت عرض می نمایم

 

ولادت حضرت علی اکبر عليه السلام

حضرت علي اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در مدينه متولد شد. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره مي باشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليه السلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزیست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس به رسول خدا صلى الله عليه و آله رويش روى رسول ، خويش خوي رسول ، گفت و گويش گفت و گوى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مى نگريست تا آنجا که پدر بزرگوارش مي فرمايد ?هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى نگريستيم?؛ به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:?اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه...?

حضرت علي اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت.برخي راويان سن ايشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه ?قصر بنى مقاتل? گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى?انا لله و انا اليه راجعون? گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مى‏گويد اين كاروان به سوى مرگ مى‏رود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود:چرا. پس گفت:?فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين?پس باكى از مرگ در راه حق نداريم

روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مى‏رفت،امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود
پيكار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد

?قتل الله قوما قتلوك...?و تكرار مى‏كرد كه:?على الدنيا بعدك العفا?.و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر ، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين?ع?دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين?ع? قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد

 



لينک ثابت| نوشته شده توسط مصطفی حسن نژاد در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 14:19

مطالب پيشين

از این به بعد هرچی بخوای توی این وبلاگ پیدا میشه
22 بهمن
میدان فوتبال ایران مکان مناسب برای به نمایش در آوردن جدیدترین (fashen) روز دنیا
اخلاق جنسی انضباط جنسی ، غريزه عشق
دهه فجر بر فجر آفرینان مبارک باد

فلسطین پاره تن اسلام
(دعای فرج) همیشه یادت باشه بخونی
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
محرم
ورود به سرزمین بلا و داستان عشق بازی
یک حدیث
چرا در جهان ، تبعيض و تفاوت وجود دارد؟
العید الکبر (شهرالولایه)
غرائز جنسى


لينك باكس


منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

site map site map ror html site map
Add to Technorati ..............................

لينک دوستان

شميم گل نرگس
حزب الله
هیئت فرهنگي مذهبي آل طاها اهواز
قدير
متن زيارت عاشورا
همانا خداوند با صابرین است
تنها منجي
زيباترين قالب هاي وبلاگ

جست وجو

لوگوي دوستان

ارتباط با ما
براي Add کردن کليک کنيد
آرشيو ماهانه

هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386

طراح قالب

اين قالب توسط IrDanlod.Blogfa طراحي و ترجمه شده

Copyright © 2008 by IrDanlod.Blogfa.Com. This Template Design By Seyed Ali Azmoun

بهترين طراح قالب وبلاگ